پشت پرده کاهش صادرات ایران به روسیه

بررسی‌ها نشان می‌دهد که جریان مهندسی شده به دنبال کاهش صادرات ایران به روسیه است.
صادرات ایران به روسیه
موضوع صادرات به عنوان مقوله‌ای چند وجهی و پارادوسکیکال مطرح بوده و بررسی علل عدم موفقیت ایران در صادرات مستلزم کنکاش دقیق و وسیعی است.

در این نوشته تلاش خواهم نمود «علل عدم موفقیت در صادرات به روسیه» را در شکلی ساده و روشن بیان کرده و مهم تراینکه راه کاری منطقی و آزموده را برای حل موضوع مطرح نمایم.

«روس‌ها قابل اطمینان نیستند»، «روس‌ها پول کالای صادراتی ما را خورده اند»، «در اقتصاد روسیه سیستم مافیایی حاکم است» و… این جملات را بار‌ها در جلسات رسمی تجاری و زمانی که صحبت از صادرات به روسیه بوده شنیده ایم.

این عبارات یک جواب اصلی بیشتر ندارد:”اگر چنین است پس چرا همه دنیای غرب و شرق در روسیه حضوری گسترده اقتصادی داشته و برای کسب سهمی از آن بازار بزرگ رقابتی تنگاتنگ بینشان وجود دارد؟! ” و چند جواب فرعی:”چرا اکثر غول‌های اقتصادی غرب، شهرمسکو را به عنوان مرکز فعالیت‌های اقتصادی خود انتخاب نموده اند تا آنجا که اکنون مسکو را «پایتخت میلیاردر‌های جهان» می‌نامند؟ ” و “چرا ترکیه تنها در بخش ساختمان ۱۵۰ میلیارد دلار در روسیه سرمایه گذاری نموده است؟ ”

به نظر می‌رسد علت این فضاسازی منفی علیه روسیه را باید در داخل جستجو کرد!

پشت پرده کاهش صادرات ایران به روسیه از زبان یک بازرگان

جدای از علل تاریخی هزاران ساله و ژنتیکی که بیشتر به جامعه شناسان و دیرینه شناسان مربوط می‌شوند، به نظر چند علل عام و خاص در عدم موفقیت صادرات به روسیه وجود دارد:

علل عام:

۱. ایران به لحاظ ساختار اقتصادی متاثر از اکتشاف نفت، همواره کشوری فعال در واردات بوده و صادرات آن تنها محدود به نفت؛ و بعد‌ها مشتقات آن شده است! به همین دلیل صادرات برایمان مفهومی به نسبت غریب و جدید است. از طرفی نگاه تاریخی اکثریت قریب به اتفاق فعالان تجاری کشور معطوف به نفع شخصی بوده و مقوله منافع ملی جز در جلسات و مطبوعات جایی نداشته و ندارد!

۲. دولت‌ها نیز؛ که اصولأ راهبری اقتصاد کلان و منجمله تدوین راهکار‌های توسعه اقتصادی و در ذیل آن توسعه صادرات در مسئولیت شان هست؛ همزمان با برخورداری از پول نفت نیاز به کسب حمایت صاحبان تجارت؛ که فعالیت و درآمدشان از واردات است؛ را همیشه داشته اند در نتیجه واردات اتوبانی هشت بانده و صادرات یک جاده مالرو بیشتر نشده است.

۳. صاحبان صنعت و تجارت، چون سال‌ها متنعم از پول نفت و حمایت از روی ترس دولت‌ها بوده و کاسبی بدون زحمت؛ و نه تولید؛ را برای حبیب خدا بودن اصلح دانسته و نیز داشتن خوی اربابی، در نتیجه همیشه خود را ساکن چهارباغ؛ همسایه، حامی و طرف مشورت حکومت رانان دیده و اخلاق پادشاهان را گرفته اند خود را در همه عرصه‌ها دانا و صاحب حق می‌دانند. طبیعی است که این حس برتری در تجارت نیز تسری یافته و همان گونه که شاهد بوده ایم برخی از دوستان بازرگان معتبر و قدیمی حتی در جلساتی در مسکو و پکن خود را خیلی بالاتر از طرف مقابل دیده و متلک‌هایی هم بار آن‌ها می‌کردند! از طرفی همه می‌دانیم که در تجارت بین المللی و حتی داخلی خریدار پادشاه است! به همین خاطر واردکننده حس صاحب اختیاری و بزرگی داشته و صد تاسف که صادرکننده؛ به زعم خود و نه در عرف تجارت بین الملل؛ حس بی اختیاری و دستور بگیری را دارد!

۴. عامل دیگر، شناخت (داشتن اطلاعات و بلد بودن راه کار) مسئله و نه حل آن است. واردات شناخت درونی (شناخت بازار متقاضی) در گستره جغرافیایی محدود به کشور خود را لازم دارد که سهل و آسان و کم هزینه بوده و خیلی وقت‌ها موروثی هم هست و بی نیاز از دانش و آگاهی و سواد! و مهم‌تر با بازدهی کوتاه مدت. اما بر خلاف واردات، صادرات شناختی بیرونی (جهانی) همراه با علم به خیلی چیز‌ها را می‌طلبد، دراز مدت است و هزینه بر و پر زحمت! به ویژه برای ما معتدل نشینان؛ هیچ کار دراز مدت و پر زحمتی جذبه ندارد و صد افسوس که همین اشکال ژنتیکی با جهش چند پله‌ای به نسل جدید؛ بویژه نوکیسه ها؛ منتقل و باعث شده که آن‌ها عجولتر در مقوله درآمد و رسیدن یک شبه به میلیارد‌ها باشند!

۵. واردات کار انفرادی و صادرات کاری تیمی است، خیلی عادی است چیزی را که ما ضعف اجتماعی و تاریخی شدیدی در آن داریم (کار تیمی مانند امور ورزشی) نتوانیم خوب اجرا کنیم!

۶. موفقیت صادرات وابسته به کمک و حمایت‌های داخلی و بین المللی سازمان‌های دولتی و عمومی (مانند اتاق بازرگانی) است که صادرکننده عام ازآن بی بهره بوده و سازمان‌های عریض و طویل به نسبت بودجه و وظیفه، کاری به غیر از همایش‌های تکراری با اساتید ثابت و آمارغیر واقعی تکراری و صدور بخش نامه‌های متضاد، صورت نداده اند!

۷. اخذ مجوز صادرات؛ آنچنان که شرط عقل است؛ محدود به شرکت‌ها و بازرگانان توانمند و حرفه‌ای نیست و هر شخص غیر حرفه‌ای هم می‌تواند با حداقل مدارک و امکانات کارت بازرگانی گرفته و خود را صادر کننده بداند و بخواند و متاسفانه صادر کند!

۸. به فرض حل معضلات و مشکلات ذکر شده، زیر ساخت‌های لازم و مناسب برای توسعه اصولی صادرات آماده نیست. از حمل و نقل راننده سالار تا ناتوانی در مدیریت مبادی خروجی، بیمه و بازرسی کامل، عملیات بانکی، نظارت بر قرارداد‌های صادراتی، کمک بخش بازرگانی سفارت خانه‌های ایران، و ثابت بودن قوانین و رعایت عدالت در توزیع مشوق‌های صادراتی و… حال به این‌ها اضافه نمایید: رقابت، تخریب و تحریم صادراتی برخی کشور‌ها.

پشت پرده کاهش صادرات ایران به روسیه از زبان یک بازرگان

علل خاص:

۱. سال‌ها تبلیغات غرب علیه شوروی سابق (روسیه) هنوز هم ادامه دارد و در ذهن بازرگانان ایرانی تاثیر تاریخی خود را حفظ کرده است.

۲. دیدی سنتی منفی نسبت به روسیه در بین مردم و از جمله بازرگانان وجود دارد.

۳. آن‌ها که در صادرات به روسیه خیلی موفق هستند سعی می‌کنند راه ورود دیگران را ببندند تا تک روی شان ادامه یابد. در حالی که در بازار بزرگ روسیه برای همه، جا هست!

۴. مقدمات حضور دائم در بازار روسیه هزینه و زمان بر است و این ازعهده هر شرکتی بر نمی‌آید.

۵. در بازار روسیه ما ایرانی‌ها خود رقیب همدیگریم و نیازی به رقابت دیگران نیست.

۶. از ده‌ها شرکت و بازرگان ایرانی فعال در روسیه، تعداد انگشت شماری هستند که درستکارند و به ملیت و اعتبار وطن خود اهمیت می‌دهند.

۷. بخش رایزنی بازرگانی سفارت ایران در مسکو فعال نیست. کشوری، چون تاجیکستان در سفارت خود در مسکو ۲۱ نفر رایزن بازرگانی دارد در حالی که ما یک نفر هم نداریم؟

۸. قطار صادرات فعال و موفق؛ همچون دیگر بخش‌های بازرگانی؛ روی دو ریل حرکت می‌کند: بروکراسی اداری و لابیگری. ما اندکی در اولی (بروکراسی اداری) موفق هستیم، ولی در دومی به هیچ وجه!

۹. بیشتر تولید کنندگان مازاد مصرف داخلی را صادر می‌کنند در حالی که بازار‌های بزرگی مانند روسیه، تولیدات صادراتی را طلب می‌کنند.

۱۰. بازار‌های موقتی، چون عراق و افغانستان؛ با روش پرداخت سنتی و آسان؛ برای برخی تولیدکنندگان جذابتر هستند و تا آن بازار‌ها از دستشان خارج نشده اند به فکر بازار‌های ماندگار نخواهند افتاد.

چرا روسیه:

۱. روسیه ثروتمندترین، بزرگترین و نزدیکترین بازار هدف دائمی برای صادرات ایران است.

۲. اراده سیاسی در روسیه برای تجارت با ایران؛ بویژه در واردات از ایران؛ خیلی قوی، محکم و برنامه پذیراست.

۳. سیستم اقتصادی روسیه بسیار مایل است تراز تجاری دو کشور؛ که هم اکنون به نفع روسیه مثبت است؛ به وسیله واردات از ایران به صفر نزدیک گردد. نزدیک نبودن تراز بازرگانی با ایران برای آینده اقتصاد روسیه اتفاق جالبی نیست!

۴. امنیت غذایی روسیه می‌تواند در آینده وابسته به ایران باشد.

۵. ایران تنها کشوری در منطقه است که اکثر تولیدات کشاورزی (باغی، صیفی و سبزی جات) آن مورد نیاز بازار روسیه است.

۶. روسیه ظرفیت واردات حداقل ۴ میلیارد دلار محصولات کشاورزی و مواد غذایی از ایران دارد.

۷. نیاز روسیه به محصولات کشاورزی ایران به اندازه‌ای است که هم اکنون چندین شرکت روسی در سیستم‌های گلخانه‌ای ایران سرمایه گذاری نموده اند.

۸. ارتباط مالی بین ایران و روسیه وابسته به دلار نبوده و مدیریت بانکی و مالی صادرات به روسیه توسط «میر بیزینس بانک» (متعلق به بانک ملی ایران) مسکو به راحتی قابل انجام است.

۹. همه ساله مقدار قابل توجهی از محصولات کشاورزی ارزشمند ایران به خاطر نبود سیستم‌های صادراتی دور ریخته می‌شوند.

راه کار:

۱. حضور فیزیکی شرکت‌های صادرکننده در شهر مسکو.

۲. گرفتن مشاوره از شرکت‌های مشاوره در روسیه.

۳. برنامه ریزی برای برند و تولید صادراتی.

۴. تدوین نقشه راه صادراتی

محمد صادق نادعلیزاده، فعال بازرگان در مسکو